زندگینامه صادق هدایت

زندگينامه صادق هدايت

صادق هدايت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه پدري در تهران تولد يافت. پدرش هدايت قلي خان هدايت (اعتضادالملك)‌ فرزند جعفرقلي خان هدايت(نيرالملك) و مادرش خانم عذري- زيورالملك هدايت دختر حسين قلي خان مخبرالدوله دوم بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلي خان هدايت يكي از معروفترين نويسندگان، شعرا و مورخان قرن سيزدهم ايران ميباشد كه خود از بازماندگان كمال خجندي بوده است. او در سال 1287 وارد دوره ابتدايي در مدرسه علميه تهران شد و پس از اتمام اين دوره تحصيلي در سال 1293 دوره متوسطه را در دبيرستان دارالفنون آغاز كرد. در سال 1295 ناراحتي چشم براي او پيش آمد كه در نتيجه در تحصيل او وقفه اي حاصل شد ولي در سال 1296 تحصيلات خود را در مدرسه سن لويي تهران ادامه داد كه از همين جا با زبان و ادبيات فرانسه آشنايي پيدا كرد. در سال 1304 صادق هدايت دوره تحصيلات متوسطه خود را به پايان برد و در سال 1305 همراه عده اي از ديگر دانشجويان ايراني براي تحصيل به بلژيك اعزام گرديد.....

ادامه نوشته

پلی روی شکستگی ها

 

 

بخشي از ميزگرد منتشر نشده درباره آينه هاي دردار
پلي روي شکستگي ها

با حضور هوشنگ گلشيري،کامران بزرگ نيا،عبدالعلي عظيمي،سعيد ارباب شيراني و يونس تراکمه


 

يونس تراکمه؛در پاييز سال 1371، در اصفهان در تدارک انتشار فصلنامه زنده رود بوديم و يکي از برنامه هاي ما در آن فصلنامه بررسي يک اثر يا يک نويسنده از جهات و ابعاد مختلف بود. چند ماهي بود رمان «آينه هاي دردار» از هوشنگ گلشيري منتشر شده بود، که به منظور نقد و بررسي اين رمان جلسه يي در خانه گلشيري تشکيل دادم با حضور آقايان ابوالحسن نجفي، سعيد ارباب شيراني، منوچهر بديعي، کامران بزرگ نيا و عبدالعلي عظيمي و خانم فرزانه طاهري. در پايان جلسه چون بحث ها ناتمام ماند قرار شد نوارهاي ضبط شده پياده و تکثير شود و براي همه شرکت کنندگان در آن جلسه فرستاده شود تا در جلسه بعدي با اشراف به آنچه در جلسه اول گذشته بحث ادامه، و احياناً خاتمه، پيدا کند. محتويات نوارها به صفحات کاغذ منتقل شد و صفحات کاغذي تکثير و براي حاضران در آن جلسه فرستاده شد ولي به دلايلي جلسه بعدي هيچ گاه تشکيل نشد. (يادي و تقديري هم بکنم از دوست سفرکرده ام، مودب ميرعلايي که در پياده کردن نوارها زحمات زيادي کشيد.) تکه هايي از گفته هاي اين جلسه را در اينجا نقل مي کنم بيشتر با اين نيت که ببينيم بعد از قريب به دو دهه چه تفاوتي هست بين نگاه و نظر مخاطبان امروزي اين رمان با مخاطبان دو دهه قبل.

عظيمي؛ آقاي بزرگ نيا بحث کلي در مورد ساخت داشت، که در واقع ساخت «آينه هاي دردار» بنا شده بر مثلث است.

تراکمه؛ بهتر است توافقي بکنيم در معني ساخت، و ببينيم همگي يک مفهوم براي ساخت قائليم يا نه. مثلاً مثلثي که ايشان مي گويند ساخت را مي سازد.

عظيمي؛ ساخت شايد دقيق نباشد. منظور من Pattern است. آن چيزي که فارستر مي گويد بعضي از داستان ها بنا شده بر شکل صوري است.

گلشيري؛ يک ساعت شني است. شن در آن ريخته مي شود که کل داستان است. وقتي کتاب تمام مي شود قسمت زيرين پر مي شود.

عظيمي؛ شکلي که بعد از تمام شدن کار به چيزي ملموس تشبيهش کنيم.

ادامه نوشته